• وبلاگ : وقتي پرادو هست، پيداست كه بايد بود...
  • يادداشت : :-
  • نظرات : 1 خصوصي ، 18 عمومي
  • پارسي يار : 3 علاقه ، 1 نظر
  • ساعت دماسنج

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
       1   2      >
     
    + ساغر 

    like axesh bishtar!
    پاسخ

    :)
    + f.f.n.z 
    chetori perado mano aslan yadat miad?
    key gmail on mishi key yahoo on mishi?
    oovoo dari?
    age dari begoo key on mishi.
    salam be hame beresoon.

    felan Usted ok bye
    پاسخ

    سلام!خوبم،تو چطوري؟؟!! خوش ميگذره؟؟!!!! نميدونم والله!هيچ حساب کتابي نداره اصن،لپ تاپ خراب شده من با کامپيوتر ميام گاهي نت،اونم نه درست و حسابي!همه هم سلام مي رسونن!:پي امتحانا چطورن؟؟!تموم شدن؟؟
    + مهديه 
    سلام! ما امروز امتحان زيست داشتيم! امتحان نهايي مهمه ؟!؟! نه بابا.... امتحاناي ترم اول برا دبيرستان خيلي مهمن!!! هيچ وقت سعي نکردم چيزي يا کسي رو فراموش کنم چون با فراموش کردن اون چيز يا اون شخص جزئي از خاطراتم هم فراموش ميشه و من هيچ وقت اينو نمي خوام و اين يه جور بي احساسيه که فراموش کنم خاطراتمو!!! آدم نمي فهمه وقتي داره شورشو درمياره ديگ اما اميدوارم که خارج بشه!!!:)) ميشه همه چيزو بگي؟!؟! منظورمو درست فهميدي لطفا بگو!! نمي دونم از من املا نپرس همون که معنيش خيلي خوب و عالي بود منظورم بود!!:دي
    پاسخ

    سلام!ما امروز امتحان ديني داشتيم!!ب قول يکي از دوستان، معلممون دلش ب حالمون سوخته بود و ازمون آسون گرفت!فک کنم اين اولين يا فوقش دومين امتحان آسونمون بود تا حالا!! آره حق باتوئه،ولي براي مدرسه هاي ديگه اينکه بچه هاي مدرسه ي ما ميرن اونجا هم مهمه.جالب و مهمه! يادمه منم سر اهميت اين کارنامه ي ترم اول سوم راهنمايي خيلي زجر کشيدم!!!براي اولين باري بود ک املام شده بود18!!!!توجيح رو نوشته بودم ترجيه و تهديد رو نوشته بودم تحديد!(الانم شک کردن املاي تهديد رو پرسيدم!!) منم از فراموش کردن متنفرم!!!هر چيزي رو چ خوب و چ بد.واقعا درست فهميدم؟؟!!...مسئله ي "ناراحت کننده" ايه اين موضوع.نميدونم چرا هر چقد فک مي کنم يادم نمياد ک چي ميخواستم بهت بگم-مايه ي شرم:$-وقتي يادم اومد حتما ميگم بت!:دي
    + maede(behem solly migoftan) 
    yadame behem ye zamani solly migoftan....weblog mineveshtam va nazar midadan...unmoghe ha kheili donyaro doost dashtam...ba khodam migoftam khoda joon doostaye khoobamo azam nagir...vaghti ke eshgh mana dasht va tanhayi bi mani tarin kalame too zendegim bood...vaghti ke yeki migoft perado va un yeki pershia....yadete?va in weblog mano bord be un zaman....zamani ke mano yade eshgh be cheshmaye baraghe aziz tarin doostam mindaze...yade tabooghzian mindaze....
    tanha kasi hasti ke ba sms hat mano shad mikoni va ye dore asasi too gozashtam mizanam....omidvaram tamoome lahazatet por az khoshi bashe....
    پاسخ

    سلام رفيق،...من چيزهاي زيادي رو يادمه.من هم ي زماني وبلاگ مي نوشتم و ب روياهام فکر مي کردم و براشون تلاش مي کردم.يادمه حتي ب کمترين مقدار پولي که ب دستم ميرسيد به عنوان ي سرمايه ي کوچيک براي ي پس انداز بزرگ نگاه مي کردم.روياي من اونموقع دقيقا 63ميليون و900 هزار تومن بود.الان هم ب برکت وضعيت اقتصادي بي مانند دنيا، 63ميليون و 900هزارتومن اون موقع حداقل دوبرابر شده.اونموقعي که ب تو ميگفتيم صلي...،آره يادمه.خوب هم يادمه.تو يادته ک ي بار به من ي پاکت قرمز دادي و توش،توي ي کاغذ کوچيک سوراخ دار،با روان نويس نارنجي-احتمالا يوني بال نارنجي-نوشتي و توي پاکت برام گل بنفشه ي خشک شده گذاشتي؟!من اينو يادمه.حتي بعضي از جمله هايي که توشون نوشتي هم حدودش رو يادمه.اون گل هاي بنفشه از اونموقع تا حالا توي قفسه اي از کمدم هستن ک اون روزا خيلي خلوت بود ولي الان پر شده از چيزايي که خاطره يا حتي نوستالژي شده.من حتي شيرشما هم نگه داشتم توي اون قفسه!مثلا ي نمونه از موشک هايي که اونموقع درست مي کردم و هزار تا چيز مختلف عجيب و غريب که ديگران به من دادن يا من از اونا به يادگار براي خودم نگه داشتم.ي گل نارنجي هم از اونا ک توي حياط مدرسه ب وفور بود-و پولي ي بار يکيشونو خورد- رو هم به طرز مفلوکي خشک کردم و نگه داشتم.گل خشک کردن رو تازه ياد گرفتم بطور نيمه حرفه اي!و از اونموقع دوتا گل خشک کردم و هر دوتا خوب خشک شدن.اونموقع ک يکي از اين دوتا گل مذکور رو خشک کردم(اسم هيچکدوم رو هم بلد نيستم:$!!) با خودم قرار گذاشتم ک يکيشو بذارم براي همون کودکانه اي که هميشه دست آوردهاي دوست داشتني ام رو بهش ميدادم-فک نکنم ک يادت رفته باشه،ولي اگه هم يادت رفته بود ي کم فک کني يادت مياد...-و اون کودکانه هم همين رفتارو ميکرد.اما اين کارو نکردم.اونموقع ک اين کارو نکردم هيچوقت فکر نمي کردم روزي برسه که نخوام اين کارو بکنم.شايد هر کي که بشنوه باور نکنه.خودمم ک بهش فکر مي کنم باورم نميشه،گاهي!من هم دنيا رو دوست داشتم.آدم هاش رو.همه چيز قشنگ بود.حتي تلاش بامزه ي من ک خيلي هم روش پافشاري داشتم براي تحقق رويايي که ازش همين ي صفحه وبلاگ مونده و ي اسم مستعار مجازي،قشنگ بود.(تو شنيده بودي اون شعر تحريفي منو ک اولش قشنگ بود داشت؟؟!چيزي يادت مياد؟؟)الان اکثر آدما برام ي موجود گنگ اند.نميدونم تا لحظه اي بعد هميني هستن ک وقتي دارن توي چشمام نگاه مي کنن هستن يانه،نميدونم اين موجودي ک توي چشماي من زل زده از نگاهش ميشه همون چيزي رو فهميد ک واقعا وجود داره يا نه.هنوزم ک هنوزه فکر مي کنم تنهايي چيزي وحشتناک تر از چيزيه ک ي آدم ميتونه تجربه کنه؛حتي ي آدم واقعا تنها،يا آدمي ک فکر مي کنه خيلي تنهاس. اما همين چيز خيلي وحشتناک رو هر وقت حتي احساس مي کنم،باتمام وجودم ب هم مي ريزم.ما هنوز به اندازه اي ک ي آدم مي تونه تنها باشه،تنها نيستم.چون اگه اينطوري بود الان تو اينجا نبودي و من هم.و هي توي عبارت هام نمي گفتم ما.خيلي وقته ک ديدگاه قشنگ نگاه کردن و دلخوش شدن ب چيزهاي احتمالي و الکي رو از توي خودم ريختم توي سطل آشغال!حتي چيزايي ک گمان مي کردم آدم ها ميتونن با تکيه ب اونا دنياشونو زيبا کنن.اما الان فکر مي کنم انسان با تمام وجودش و غرورش موجود کمي ئه،هيچي نيست.هر چقدر که ميخواد جاودانه باشه،بازم روحي ک توش بوده کشته ميشه و ب ي موجود ديگه تبديل ميشه.دوستام توي هر شرايطي مي تونن حتي براي چند لحظه هم ک شده منو به دنيا اميدوار کنن،با بودنشون...با چشماي براقشون.آخرين بار چشمايي که برق مي زدن رو جلوي دبيران راهنمايي ديدم.معلم رياضي سال دوم راهنمايي مون.يادته؟؟و بعد هم توي چشماي معلم رياضي سوم راهنمايي مون.(يکي از دوستاي الانم وقتي خوراکي مي بينه گاهي وقتا چشماش ي برق خوشگلي مي زنه...خيلي دوست دارم!!:دي)هر وقت ب اين دو نفر فکر مي کنم تمام خاطراتي ک توي کلاس هاشون گذشت مياد جلوي چشمام.يادته پولي سکسکه مي کرد بعد تو-بغلدستيش بودي ميز آخر،ما هم ميز کناري تون بوديم-ي کيسه کنارش ترکوندي و معلم ميخواس از کلاس بيرونت کنه؟!يادته موهاتو ک کوتاه کرده بوي ميگفتم شبيه کيا ميشي؟؟چ شعري ميخوندي خودت؟؟! اينا رو گفتم خنديدم خودمم!:) اين روز ها ب اين فکر مي کنم ک هر چيزي از گذشته ب روال سابقش باقي مونده يا بهتر از گذشته شده نشونه ي خوبيه براي بقاي دنياهامون.خوشحالم ک اينطوري فکر مي کني!خوشحالم ک همچين چيزايي وجود دارن،هرچند که کم اند.ک اگه نبودن وبلاگمو اسمشو عوض مي کردم،ميذاشتم: مرگ تدريجي يک رويا!شايدم ميذاشتم مرگ تدريجي ي عالمه رويا نه فقط يکيشون.
    + مهتاب 
    سلام تورس جونم!!!
    خستم!!! خيلي!!! شما سه تا پشت سر هم دارين امتحان ما اين هفته و هفته ي ديگه هر روز امتحان داريم!!! فرض كن 60 صفه روانشناسي تو ي نصفه روز!!! كه فردا داريم!! مخم پوكيده!!! جغرافي ده تا درس اونم ي نصفه روز!! زبان فارسي ديني اينام ي نصفه!!! جامعه و ارايه هم اخرياس!!! مزخرف ترين برنامه ي امتحاني در تمام اين 11 سال تحصيل نكبت!!! !!!!!!!! تازه چارشنبه ي اين هفته و هفته ي پيش تا 12:30 مدرسه بوديم!!! پنج شنبه هم تا 12:30 بوديم!! چارشنبه تازه بعد از امتحان فلسفه منطق كه گند زدم بود!!! اينقد امتحاناش سخته مدرسه گفته 13 فلسفه منطق برا ما يعني 20!!! مفلوك تر از بچه هاي فائزون ديدي!؟؟؟؟؟
    مي بيني رئال چقد امسال كولاكه!!؟؟
    اخيش!!! خالي شدنم!!
    دلم برات تنگشده!!
    Come back home!!
    يادته!!؟؟؟
    پاسخ

    سلام زيور عزيزم!!!! توي آي فيلم امروز تبليغ ي فيلم سينمايي از اين خيلي قديميا نشون ميداد توش زيور هم بود! فلسفه هم دارين شما؟؟!اين نيز بگذرد عزيزم!!!اين جمله رو هم راجع ب فلاکت هاي اين روز ها گفتم هم راجع ب رئال.کجاش کولاکه اين رئال؟؟!! برو جدول لاليگا رو ببين از حرفت خجالت بکش!!!البته ب لطف و برکت همه ي اونايي ک چشم ديدن روزاي افتخار بارسا رو نداشتن سرمربي بارسا سرطان گرفته و نميدونم اوضاعشون چيجوريه.همون قدر ک ميدونم از سرمربي رئالمتنفرم!اصن نميتوني حدش رو تصور کني.تازه ب کاسياس هم بازي نميده ميدونستي؟؟!! فقط آدمي ب نفرت انگيزي اون ميتونه اين کارو بکنه...تو نميخاي بيايي رياضي؟؟!!(احمقانه تر از اين ممکن هس ي سوال ب ذهن ي آدم برسه ب نظرت؟؟)دلم خواست ال کلاسيکوئي در پيش باشه و من و تو هي حال هم رو بگيريم!هر چند آخرين باري ک عين آدم فوتبال ديدم همون موقع بود ک با هم ديديم و مايه ي شرم،تيممون باخت!!!:دي خسته نباشي...ولي دور نيست روزي ک کتاب لطفا مهتاب نباشيد رو به تاليف خودت نوشتي و ب عنوان يکي از معتبر ترين کتاباي روان شناسي،ي دختر ديگه اي اون کتاب رو با خودش مي بره اصفهان توي باغ پرندگان مي گيره دستش و ي پليکان دهنشو باز مي کنه و صداي ناهنجاري ميده تا اونو گاز بگيره...:*

    درگيرتونم يني!!!
    پاسخ

    :->:-<
    + مهديه 
    خب سلاااااام! انساني ب خيلي از آدما کمک مي کنه که توي زندگيشون جزء بهترين ها باشن اما آره قبول دارم بعشي از درساش واقعا چرته!!! اما مشاوره و روانشناسي مي تونه بهترين زير گروهي براي بچه هاي انساني باشه و واقعا ربط به انسانيت داره!!:دي واااااي نگوووووو انگاري ساعت داره مي دوئه!!! انگار همين ديروز بود اومديم راهنمايي يا اصن نه انگار همين ديروز بود که رفتيم سال سوم!! و الآن امتحاناي ترم اوله خيلي حس بديه!!! جمله ات کاملا نغز بود!! چ قدر دبيرستان با راهنمايي فرق داره...... اما من مي دونم ب محض اينکه ما بيايم دبيرستان به اين موضوع ها حساس مي شن چون وقتي هم که اومديم راهنمايي اون سال براي کادر راهنمايي بدترين سال بود چون همه ..... کلا آدما چون شخصيتشون تو راهنمايي و دبيرستان شکل مي گيره هر سال يه مدلن يابهتره بگم هر روز!!!!:دي آره رفتار مدر3 ، رفتار بچه ها خيلي تحريک آميزن 2تا شون.... آره خي غير ممکنه خيلي غير ممکنه چون تو اگرم بخواي که فراموش کني(که به طور معمول ب هيچ وجه نمي خواي!) نمي توني... نمي توني فراموش کني و اين خيلي بده چون به درست خيلي لطمه مي خوره و اگه آدم نخواد که فراموش کنه بايد سعيشو بکنه که ب درسش ب رابطه با دوستاش بديدگاه بقيه نسبت بهش و.... لطمه وارد نشه و اين هم خيلي کاره سختيه! بچه ها بايد حدشو نگه دارن درست اما دوستاشونم بايد مدارا کنن باهاشون چون آدم دست خودش نيست مي شه ديگه چ بخواي چ نخواي!! مرسي که براي اولين نفر حقو ب من مي دي!!! :)) راه چاره اي نداره حداقلش براي من چون اگه يکي ديگ جاي من بود شايد بچه ها پشتشم بودن ب جاي اينکه فقط و فقط سرزنش کنن يا ب قول خودامون ارشادش کنن!!! هميشه يخدا سعي داشتن که ارشادم کنن اما تا حالا موفق نشدن و فک کنم ک ديگ از دستم خسته شدن و قيدمو زدن!!! خب ما خم 10 تعطيل مي شيم همه ي امتحانامونم پشت همن !! چ جالب ما هم شنبه امتحان هندسه داشتيم و شنبه اي که قراره بياد هم امتحان حساب اما براي من اين جوريه :(((( نه :))) چون امتحاناي خانوم خمسه واقعا سختن خيلي سخت!!! شما ي روز در ميون مياين مدر3 نه؟! خوش ب حالتون... هي روزگار!! سال پيش خيلي خوش مي گذره با همه ي سختي هاش اما بهترين سال زندگيه بهترين سالي که ديگه تکرار نميشه بارت چون سيستم دانشگاه کلا فرق مي کنه با مدر3 و اون شادي هاي خودشو نداره پس ازش لذت ببر!!:دي
    پاسخ

    سلام!!نخسته از امتحانا،ما امروز حسابان داشتيم:)))) (براي ما هم :(((( داره البته،کلا امتحانتو بده و لذتشو ببر تنها نمره اي ک مهمه نمره ي امتحان نهاييه،ب قول دوستانم:نهايي مهمه!) فعلا امتحانامون ي روز درميونه ولي آخرش سه تا رو پشت هم ميديم:ادبيات زبان فارسي و زبان.ب نظر من فراموش کردن ي امر غيرممکنه مگه اينکه خلافش ثابت بشه! خيلي سعي نکن چيزي رو فراموش کني،چون نه چيزي فراموش ميشه فقط تو خودتو جر ميدي تا فراموش کني!اين حرفم خصوصا راجع ب چيزايي ک آدم ميخواد فراموش کنتشون صادقه!:پي دوطرف اين قضيه اي ک ميگي حق باهاشونه به نظر من!اما وقتايي ک طرف شورشو در مياره - حاليشم نميشه ک اين کارو داره مي کنه- اوني ک بايد مدارا کنه ب قول تو،بيشتر گناه داره!و طرف وقتي اينو مي فهمه ک از اون جايگاه شورشو در آوردن(!)خارج بشه!(البته اگه بشه بالاخره...) :دي!!....و ي حرفاي ديگه ک اينجا نميگم. (اگه منظورت از حرفاتو درست فهميدم و خواستي ک بدوني بگو تا بگم!) چشم لذت مي برم:)! راستي هم نغز درسته هم هم نقض،کدومش منظورت بود؟!
    + مهديه 
    خواهش ميشه!:دي انسانيا کارشون خيلي سخته خيلي!! خواهر خودم رشته اش انساني بوده مي ديديم چ سختي هايي کشيده واقعا خيلي سخته! البته که رياشي و تجربي هم سختن به نوبه ي خودشون اما آخه انساني فقط حفظ کردني و مفهوميه و سخته ديگه نيست؟! آره واقعا اينجوري فک مي کنم خب از اون شناختي که ازت از تابستون تا حالا پيدا کردم!اااااااااااااااا..... فک کن از تابستون تا حالا .... چ قد زود گذشت! دبيرستاني ها و دبيرستاني هم عادي تره نسبت ب راهنمايي ها و دبيرستاني ها اما خب اونم مي تونه تعجب آور باشه وقتي يکي رو مي بيني که اصلا بهش نمي خوره با کوچيک تر يا بزرگترش دوست باشه 2 تا شاخه ک از تو سرت مي زنه بيرون و کلا صورتت ميشه علامت سوال!!!:دي خوب و جالبه آره اما نه اونقد که لس بشه وديگران از دستت خسته بشن مثلا دوستاي هم سن خودت!! رفتارشون خيلي بده چون بدتر طرفو تحريک مي کنن که به دوستيش ادامه بده نه اينکه کلا بي خيال شه و همه چيزو فراموش کنه! براي تو راحته که خودتو بزني ب بي خيالي چون اون دوره ي سني رو گذروندي اما ما ک نگذرونديم بهمون حق بده که ي خورده از دستشون (حالا اونم نه همشون!) دلخور بشيم! خب آره نگاه سطحي چيز غمناکيه در کل اما از اون نگاها که فقط نگاه مي کنه و مکثه و سکوت خيلي آدمو ب فکر مي اندازه که کجاي کارو اشتباه کرده! راستي شما هم ساعت 10 تعطيل مي شين يا 10:30 تو دوره ي امتحانا؟!
    پاسخ

    ب نظر من الان انساني از رياضي و تجربي مهم تره ولي هنوز آموزش پرورش يا امثالهم ب اين شعور نرسيدن ك نبايد اين درساي بي ربط رو توي رشته ي انساني بذارن.مثلا عربي رو.در مورد رشته هاي مشابه ديگه هم نبايد انقدر برن تو جزئياتش مثلا ي سري آرايه هاي ادبيات يا دستور زبان ك هر كسي ك اونا رو گذاشته هم خودش مونده توش رو چرا بايد دبيرستانيا بخونن؟؟!!تست هايي ك از درساي حفظي هست دقيقا بايد با خوردن كتاب جوابشونو داد تا از روي اينكه چي بيشتر منظقي ئه! نمونه ش تستاي دين و زندگي ما.ب معني واقعي كلمه احمقانه اس و اصلا روش اشتباهيه. از تابستون تا حالا....ما هم چهارشنبه با دوستان ميز پشتي مون (ك هميشه ب هم زمان خوردن زنگ رو توي زنگ هاي ناگذر اعلام مي كنيم!!) داشتيم راجع ب سرعت سريع گذر زمان بحث مي كرديم و اينكه نمي خواييم انقدر زمان زود بگذره. منم نميخوام امساتلمون تموم بشه چون خوش بيني چنداني نسبت ب سال ديگه مون ندارم اصن در هيچ زمينه اي:( اي روزگار...:-(( آره خيلي زود گذشت.براي شما خيلي خيلي زودتر مي گذره تازه!:دي و من همچنان تاكيد مي كنم ك زندگيت رو ببلع!!:) اينكه من چيجوريم و اينكه ديگران منو چيجوري مي شناسن و اينكه تو چيجوري منو مي شناسي رو بايد دوستام قضاوت كنن ك درسته يا نه!(چ جمله اي بود!!) نه تو دبيرستان، دبيرستاني و راهنمايي اي هم غير عادي نيست خيلي!!!ب همون اندازه ك توي راهنمايي خيلي غير عادي تره!!! بله موافقم باهات افراط و تفريط چيز ب شدت بديه و منم تا حالا كشيدم اين حرفي ك تو مي زني رو.كاش در حد دوتاشاخ بود!اصن احساس مي كني گذشته اي با خصوصيات قبل اصلا وجود نداشته!بگذريم. رفتار مدرسه تحريك آميزه منظورت اينه؟؟دوستي يا وجود داشتم هر چيز يا كس مهمي وقتي پيش مياد فراموش كردن ي غيرممكن محض ميشه ب نظر من.بايد حدش رو نگه دارن بچه ها،من واقعا گاهي تو دبيرستان احساس بدي پيدا مي كنم؛احساس عقده اي بودن اونايي ك اينجورين. اما در كل مخالفش نيستم اصلا. آره رفتاراي مدرسه هم مي تونه تحريك آميز باشه ولي تو راهنمايي هنوز روش جايگزيني ب ذهن خود من هم نرسيده! آره تو حق داري دلخور باشي بيشتر از دوست دور و بري هات ك شورشو در ميارن و بعد از دست مدرسه ك اين جو رو ايجاد مي كنه. و واقعا هم دردناكه متاسفانه:( ب راه چاره ش فكر كردي تا حالا؟ اوهوم!درسته و منظور منم از همين :- همين بود و متن و عكس هم ب دنبالش. ما 10:20 تعطيل ميشيم!! هنوز ك هنوزه باورم نميشه ما شنبه بايد امتحان هندسه بديم :))) !!!
    بعدشم يه سوال!چرا نظرات توي صفحه اصلي وبت اين جوريه؟! آدم با کلي ذوق مياد که 23 تا نظر بخونه بعد مياد ميبينه فقط 9تا نظره!!!!
    پاسخ

    تعداد نظراي توي پست ثابت رو با اونا ك توي آخرين پست ئه رو جاب جا نشون ميده:دي :پي


    يه سوال! من اينو درآوردم؟! اينو ميگم: : همين که داره نگا ميکنه!!!!!!

    از اين به بعد جاي عادله بايد به تو بگيم نن جون! البته تو وقتي ميگي پير شدم ياد اون پيرمرده توي آپ مي افتم!! توک درااااز!! بيه بيه بيه!!! :پي!

    پاسخ

    آره اينو تو در آوردي!:دي نخيرم منظور من يكيه مثه همون پيرمرده تو آپ ...! آخي راسل ....:ايكس
    + مهديه 
    آهان ضحي اون بود که موهاش کوتاه خرمايي بود؟! گرخيديم؟! دوستم؟! اون پري بود! در اين مواقع که آدمي جلوي آدمي سبز ميشه شايد مي شه گفت قسمت بود يا يه چيزي تو همين مايه ها!! راهنمايي ها و دبيرستاني ها باهم خيلي دوستن به خاطر همينه که ميگي نديدنش غير عاديه؟! شايد بعضي وقتا اين دوستي بين کوچيک تر بزرگترا صميمي تر از دوستي هم سنا با هم باشه اونجوري که من تو دوستام ديدم و اين غير قابل باوره!:پي خب خدا روشکر يکي ب من گفت اشکالي نداره تا حالاش که داشتم همش از اين و اون سرزنش ميشدم به خاطر حتي نگا کردن چه برسه به حرف زدن و سلام کردن! وااي اگه بدوني چه قد بچه ها بهم گير ميدن ديوانه مي شم از دستشون!! اينو قبول دارم که اقتضاي سن راهنمايي رو اين چيزا حساس بودن و اگه حساس نباشيم سنگ روي سنگ بند نمي شه... اما ديگه چ قد؟! در اين حد؟! سعي مي کنم معلمايي که اينجورين رو اهميتي بهشون ندم اينجوري حداقل اعصاب خودم راحت تره! شعرش واقعا قشنگ بود اما چي بگم آخه آدم وقتي يه همچين شعري رو مي خونه حس مي کنه که چ قدر تنهاست و چنين احساسي دردناکه نه اين شعر! هر وقت هرجا توي هر سني که باشي مهم اينه که شاد باشي و از اون سني که توش هستي لذت ببري فقط همين ! اما اينم بايد در نظر داشتيه باشي که لذت بردن تو باعث اذيت شدن ديگران نشه! هر سني يه اقتضايي داره آره خب شايد اقتضاي سن بچه هاي دوم دبيرستان اين جوري باشه! پس چه قد خوش گذشته به بچه هاتون! تو که نبودي حالا ايشالا دفعه ي بعدي ميري! اميدوارم حداقل تو دانشگاه اون چيزي که متناسب با روحياتته پيدا کني!! اما آخه چرا انساني ک فقط ادبيات نيست ! کلي زير شاخه ي ديگه داره و بچه هاي انساني خيلي بچه هاي لطيفي ان خيلي! و من احساس مي کنم تو توش خيلي موفق مي شدي چون تو هم خيلي لطيفي يه روحيه ي کاملا دخترونه داري! نه بابا تموم مي کنين چرا نتونين؟! اگه به خواين مي تونيين! موفق باشي هم تو کنکورت هم تو سال سومت که امسال باشه!
    پاسخ

    متشکر!:) ادبيات سال دوم ما بخش بسيار کوچيکي از درساييه ک انسانيا مي خونن تو دبيرستان.واقعا راجع ب من اينجوري فک مي کني؟؟!!!! :)) منم اميدوارم ک پيدا کنم! منظورم دبيرستانيا و دبيرستانيا بود ک ميگم اين چيزا تو دبيرستان خيلي عاديه تا حتي حالت عاديش!!!!!:پي ب نظر من خوب و جالبه اما از حد گذروندنش هم ديگه زيادي مسخره س. با وجود اينکه انقد حساسند بازم وضع اينه چ برسه ب اينکه بخوان حساس نباشن.البته موافقم رفتارشون افراطيه و عقده آفريني(!)مي کنه.وا3 همين ميگم زياد از حد گذروندنش توي دبيرستان مسخره س.واقعا مسخره س. آره موافقم اهميت نده و توجه نکن!انگار اصن حواسشون ب تو نيس و سنگيني نگاهشون روت نيس؛اينجوري رفتار کني راحت تره!:دي آره خب اين حرفت درسته.من هر وقت آدماي توي اقتضاي سن شون رو مي بينم ـ ک خودم از اون اقتضائه اومدم بيرون و فهميدم ک اقتضاي سنه شامل ميشه ـ عين پيرمرد ها ميشم و خودمو مي زنم ب بي خيالي و ميگم بذار حالشو ببرن!! هدفم از گذاشتن اين تيکه از اين شعره ي جور اعتراض بود ب نگاه هاي سطحي.و سطحي نگر بودن هم چيز غمناکيه مسلما ک اين شعره فراوون داره.توي خود شعر ک کاملا داره اين حرفو مي زنه.توي عکس هم نشون دهنده ي ظاهر نسبتا يکسانه با جزئيات کاملا متفاوت.و همين طور عنوان اين پست ک :- ئه، ي جور کد من درآوردي ـيکي از دوستام ابداع کرده!ـ براي ي شکلک ئه ک فقط چشم داره ؛داره نگاه مي کنه با مکث و سکوت و بدون هيچ حرفي.
    + مهتاب 
    خيلي بدي!!!! من ميدونستم پتانسيلشو داري!!!! گوش نكردي بهم!!!! سال ديگه بايد بياي!!!@:
    پاسخ

    عليک سلام!! اينو تا حالا چند جور آدم مختلف بهم گفته بودن تو رو هم ک از وقتي يادم مياد تا حالا هي داري ميگي!اما امتحان ترم دوم ادبيات2 ب من ثابت کرد واقعا عرضه ش رو ندارم!!:پي ديدي چلسي تو ي ليگي ک اسمشو يادم نيس دوم شد؟!

    نه اشتباه نکن...
    پاسخ

    .....
    + مهديه 
    همچين يه کم دردناک بود نبود؟! هردفعه يه شاعر جديد !! چرا نرفتي انساني فک کنم خيلي موفق مي شدي درش ايشالا تو رياضي هم موفق باشي!:دي شما امروز مدر3 بودين؟! اردو داشتين؟! آخه ما امروز همه ي سوما و چند تا از دوما کلاس داشتيم تو مدرسه! بعضي از بچه ها دوم دبيرستاني ديده بودن بعضيا مي گفتن اولا اردو دارن منم خودم سوما رو ديدم پس ميشه نتيجه گرفت همه بودن:دي! وااااي دلم لک زده برا ي اردو از اونا که فقط خودمونيم!(تنها اردويي که نزديکه يه ماه ديگه است که اونم مشترکه که من از اردو هاي مشترک خوشم نمياد حالا شايد اين يکيش خوش گذشت خدا مي دونه!!!!) راستي معلم رياضي دوماتون خيلي خوبه؟!؟ همه خيلي تعريفشو مي کنن هم سوما گفتن هم دوما! نظر بچه ها درباره ي خودشون عالي بود بايد فقط فيلما رو ببيني و بخندي خيلي جالب شد! يکي مي گفت نمي تونم يکي مثه خودمو تحمل کنم، يکي مي گفت شيطون ولي درس خون ، يکي مي گفت نظر خاصي ندارم... خلا3 هرکي يه چيزي درباره ي خودش مي گفت! وااااي هنوزم باورم نميشه!!!!!!!! غير قابل باور بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    پاسخ

    نه خيلي دردناک نبود.ظاهرش دردناک بود.برو تو بهر عمق اين شعره.فکراتو راجغ بش بهم بگو بعدش ميگم چرا اينا رو گذاشتم؛از عنوان متن ميگم تا حتي انتحاب عکس!! من کلا رشته اي متناسب با روحياتم هنوز پيدا نکردم!پتانسيل انساني خوندن رو هم واقعا ندارم!!اينو شب امتحان ادبيات2 فهميدم!شبش فقط 2ساعت خوابيدم و خيلي مرگبار بود!!!!! سهراب رو ک از راهنمايي مي خوندم،دوتاي ديگه هم واقعا قشنگن!مهدي اخوان ثالث هم عاااااااليه! ب نظرم ي جورايي شعراشون و نگاهاشون شبيه هم اند.خصوصا يغماگلرويي و گروس. آره ما و دوما اردو داشتيم دوما رفتن دهکده ي آبي پارس ما رفتيم بولينگ و پينت بال!!!!باورت ميشه؟ البته من نتونستم برم متاسفانه:( کي همچين حرفي زده؟؟!! معلم دوما معلم ما نبوده.ازبين معلم رياضياي دبيرستان فقط معلم سوم خوبه.يني عاليه! منم نميتونم خودمو تحمل کنم!!:))
    + يه مادرشوهرنمونه 
    زيراين باران اگر"سنگ"هم ببارد،
    من بي توهرگزچترم را بازخواهم کرد...
    پاسخ

    با منم ک بودي چترتو باز نکن،چتر ها را بايد بست ....:)
       1   2      >